بلاگ

یک کاور موزیک موفق چه معیارهایی دارد

یک کاور موزیک موفق چه معیارهایی دارد ؟

اهمیت کاور موزیک چیست؟

بهترین آلبوم های هر زمانی در ذهن مخاطبان -و البته که در زمانهای قدیم در قفسه ی آنها- با کاورهایشان شناخته می شدند. با اینکه پیش از اینها صفحه ها و بعد سی دی ها به صورت فیزیکی به همراه کاورهایشان همراهی می شدند و جسم موزیک در قالب کاور آن تعریف میشد، اما امروزه هم با اینکه تقریباً جنبه ی فیزیکی سی دی ها از بین رفته و موزیک ها و آلبوم ها اکثراً به صورت دیجیتال منتشر می شوند و به دست مخاطبان می رسند، باز هم کاورها اهمیت دارند. با این شکل جدید گوش دادن به موسیقی و دانلود فایل های دیجیتالی، بیراه و غیر قابل پذیرش نخواهد بود اگر کسی ادعا کند وقت گذاشتن موزیسین ها برای طراحی کاور کاری بیهوده و تلف کردن وقت است، اما قطعاً این ادعا در مقابل ارتباط قدیمی و قدرتمند میان صدا و تصویر قرار می گیرد!

حتی اگر اکنون نیز به نحوه و عادات رفتاری خود در گوش دادن موزیک در گوشی های هوشمند و یا در انواع برنامه هایی مانند یوتیوب، اسپاتیفای، سوند کلود دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که هر پلتفرمی فضای زیباشناسانه ی خود را دارد و پیوند میان هنر و موسیقی را نه تنها رد نکرده، بلکه تقویت می کند. 

اهمیت کاور موزیک به عنوان اولین مواجهه ی شنونده با موزیک بر کسی پوشیده نیست. عناصر بصری روی کاور ۳۰ سانتیمتری یک صفحه یا کاور ۲۰ سانتیمتری یک سی دی چشم را به خود جلب می کند. به این ترتیب از همین ابتدا با دیدن همین کاور، شنونده می تواند دیدگاه و انتظارات خود را درباره ی صدای خواننده ی موزیک یا  حال و هوای محتوای متن شکل بدهد. همان کاری که انسانها سالیان سال با کاور کتابها کرده اند. 

در عین حال، اگر به تعدادی از آلبوم ها یا تک آهنگ های مشخص و معروف ایرانی و خارجی فکر کنیم و کاورهای آنها را در ذهن آوریم؛ متوجه می شویم که تا چه اندازه موزیک ها را با کاورهایشان شناخته ایم. اما چه چیزی باعث می شود یک کاور موزیک کاوری خوب و موفق از آب درآید؟

هنگامی که موزیسین ها و خواننده ها کاوری برای موزیک خود سفارش می دهند دنبال چه هستند؟

رابطه ی بین یک موزیسین و یک هنرمند طراح کاور موزیک می تواند رابطه ای نزدیک و مشارکتی تعریف شود. هر دوی آنها چیزی را تولید می کند که معمولاً بازتابی از داستان درون متن موزیک است یا اشارهای به داستان شخصی خود موزیسین دارد. از سویی دیگر، این روند می تواند فرآیندی کاملاً زیباشناسانه با هدف خلق چیزی باشد که خوب به نظر می آید و چه در قفسه ی افراد و چه در جدویل رتبه بندی موزیک ها خودنمایی می کند.

برای طراحی کاور موزیک، هردوی هنرمندها -هم موزیسین و هم طراح- نیاز دارند که با هم گفت و گویی را شروع کنند تا درباره ی موزیک ها، فضای ضبط موزیک، نام انتخاب شده برای آن و معنی موزیسین بودن با هم صحبت کنند. 

در طول این مکالمه و رد و بدل کردن ایده ها، یک درون مایه، تصویر یا استعاره ی مرکزی پیدا می شود که باید به آن پرداخته شده و شاخ و برگ داده شود. اما نیاز دارد که اصیل و جذاب باشد و به مخاطبان موزیک ایده ای شفاف از نوع موزیک یا احساسی که موزیسین در حال خلق آن است بدهد. 

این همکاری بین موزیسین و طراح کاور می تواند کاری پرزحمت و طولانی باشد. به طوری که بعضی از موزیسین ها خود را بین ایده ها و کانسپت هایشان برای کاور موزیک سردرگم کرده و در نهایت از داشتن آن صرف نظر می کنند. 

یک طراح گرافیک چگونه کاور موزیکی را طراحی می کند که هم رضایت مندی موزیسین را به دنبال دارد و هم استقبال شنونده را؟

خلق کردن یک چیز متمایز یک دانش کلیدی است. اما در عین حال دانستن اینکه چه زمانی باید از جریان های ترند شده و مرسوم فاصله بگیرد نیز اهمیت دارد. مبادا به جای اینکه آلبوم، آلبومی بی زمان و محبوب همه ی دوران محسوب شود -که خود این هدفی کلیدی است-، فقط نماینده ی بصری یک دورهی خاص باشد!

اولین قدم بسیار واضح در فرآیند طراحی کاور موزیک، گوش دادن به آن و البته درک کردن نقطه نظرات موزیسین و زیباشناسی مختص به آنهاست. همچنین که طبیعتاً در فضای کلی موسیقی قرار داشتن می تواند به حرف های بودن طراح کاور کمک کند.

متریال ها و اجزای تشکیل دهنده ی کاور موزیک شامل چه مواردی می شوند؟

بعضی از موزیسین ها ترجیح می دهند برای کاور موزیک خود از عکس به جای تصویرسازی استفاده کنند و این فقط یکی از گزینه های خلاقانه ای است که موزیسین ها می توانند آن را انتخاب کنند. تایپوگرافی، حروف، نقاشی، تصویرسازی های دیجیتالی، رنگ سالید یا جسمی، سایه روشن ها و حتی چاپ روی بافت های مختلف مانند کاغذ یا گلاسه هم گزینه های موجود دیگر هستند.

مدون کردن منابع الهام چگونه انجام می شود؟ 

امروزه نمی توان گفت که ایده هایی دست نخورده وجود دارند که برای اولین بار به ذهن کسی مانند طراح کاور موزیک می رسند. حداقل امروزه نمی توان این حرف را زد. تمام ایده های موجود و ایده هایی که در آینده مطرح می شوند در ذهن تعداد زیادی از افراد حضور دارند. اما با این وجود نمی توان از خلق کردن دست کشید. در عین حال که می توان از منابع موجود الهام گرفت و آنها را همگام با دانش و سلیقه ی شخصی به شکل دیگری وارد عمل کرد.

این منابع الهام می توانند از کاور موزیک های باندهای قدیمی معروف گرفته، تا یادداشت های شخصی، تا عکس ها و نقاشی ها، ادبیات، علم و تا ضرب المثلها را در بر بگیرند. اما برای غنا دادن به ایده ی اولیه ی الهام گرفته شده از یک منبع می توان از چندین منبع استفاده کرد و آنها را با یکدیگر ترکیب کرد. به این شکل که به طور مثال چندین عکس می توانند دنیای ذهنی طراح را شکل داده و تصویرسازی نهایی کاور را بسازند.

دخیل کردن کلمات کلیدی توصیف کننده ی موزیک 

در نمونه ی واقعی این اتفاق، یکی از موزیسین های برتر رادیو بی بی سی که به خاطر آلبوم خود در رتبه ی اول قرار گرفته است، آلبوم خود را در قالب کلماتی کلیدی چون: نور، سایه، کنتراست و فضا تعریف کرده و آنها را به عکاس و طراح انتقال داده است. سپس پوشه ای از تم ها یا درون مایه های ترجیحی خود را که به حال و هوای خود می خورد از سایت پینترست جمع آوری کرده و آن را هم به عکاس و طراح تحویل داده است. طراح کاور، بعد از دیدن پوشه و شنیدن صحبتهای مویزسین، این ایده را مطرح کرد که از بلوکهای ساختمانی با ارتفاعهای مختلف روی یک منحنی سفید بی انتها استفاده کنند و با درجه های مختلفی از سایه روشن، در تصویر فضا و عمق بسازند.

در نهایت عکاس عکسی از از چیدمان همین ایده در استودیوی خود را برای موزیسین ارسال کرده و پس از اعلام موافقت او، خود خواننده هم درون پینش حضور پیدا کرده است تا به عنوان کاور نهایی منتشر شود.  

معیارهای کلی موفقیت یک کاور موزیک موفق چیست؟

  • مطابق سبک آهنگ:

قصد نداریم یک موزیک را مشابه و هم رده ی یک کالای مصرفی معرفی کنیم، اما همان گونه که خریدن اقلام سوپر مارکتی و مواد غذایی از طریق بسته بندی آنها هم مورد قضاوت قرار میگیرد، اولین برخورد خریدار و شنونده ی موزیک هم با بسته بندی و کاور فیزیکی یا تصویر دیجیتالی آن است. به این ترتیب مخاطب منتظر است همان موزیکی را بشنود که انتظارش را می کشیده است. 

اگر یک موزیک پاپ برای کاور خود از تایپوگرافی های سنتی ایران استفاده کند، طبیعتاً هم نارضایتی شنونده از خرید خود را به دنبال دارد و هم موزیک بخشی از جامعه ی هدف خود را از دست داده است. به این شکل که احتمال زیاد مخاطبان موزیک پاپ -همانطور که از اسمش برمی آید- تعداد بیشتری از مخاطبان موسیقی سنتی دارند، اما این تعداد کثیر، به دلیل دیدن یک کاور اشتباه متوجه نمی شوند با چه نوع موزیکی روبه رو هستند و گمان می کنند موزیک نام برده شده در محدوده ی سلیقه و نیاز آنها نیست. به همین ترتیب اگر یک آلبوم موسیقی نواحی از تایپوگرافی های دیجیتالی و تصویرسازی های دیجیتالی برای کاور خود استفاده کند عملاً اصالت هویت خود را زیر سؤال برده است. 

  • مطابق نیاز زمانه:

پیروی از ترندهای مرسوم یک دوره ی زمانی به خصوص، احتمالاً چیزی جز موفقیت موقتی به دنبال ندارد؛ چرا که ترندها و مدها مدام در رفت و آمد هستند. این اتفاق باعث می شود یک کاور موزیک فقط در دوره ای خاص محبوب بماند. اما به روز بودن و هماهنگی با نیاز روز زمانه به معنی پیروی از ترندها نیست. به هر حال برای دنیای تجسمی و گرافیک و طراحی، معیارهایی مشخص می شود که در طول زمان تغییر دگرگون شده و شدت و ضعف پیدا می کنند. قرارگیری در مسیر زمانه که مطالق با علم، نیاز و سلیقه ی صاحب نظران این رشته است می تواند مانند یک معیار برای صلاحیت داشتن کاور عمل کند. 

  • مشورت با گروه موسیقی:

یک تک آهنگ یا آلبوم میتواند مسیر پر پیچ و خمی را قبل از انتشار طی کرده باشد. روند تولید، اتفاقات و چالش هایی که متن موزیک را ساخته اند یا الهام بخش تولید موزیک بوده اند، می توانند منبع الهامی برای طراحی کاور موزیک محسوب شوند. برای نزدیک شدن به این موارد می توان به این سؤالها پاسخ داد: هنگام تولید آهنگ یا آلبوم چه روندی را طی کردند؟ چه افکاری از ذهنشان رد شده؟ چه اتفاقاتی منجر به شکل گیری گروه شده؟ چه کلماتی به بهترین نحو می توانند معرف موسیقی آنها باشند؟ آیا کلمات کلیدی ای که معرف گروه یا موسیقی آنهاست دارند؟

  • هرچه بیشتر در جریان هویت کاری و شخصی موزیسین بودن:

پیشتر توضیح داده شد که گفت و گو و دیالوگ برقرار کردن طراح و موزیسین با یکدیگر می تواند به چه شکل انجام شود. این کار باعث میشود طراح به نحو بهتری طراحی کاور خود را به سمت جامعه ی هدف هدایت کند. 

تصور کنید که اگر موزیسین در این کار به کمک طراح کاور نیاید، او به تنهایی مجبور است جامعه ی هدف موزیک را پیدا کرده و مطابق سلایق و نیاز آنها کاور را طراحی کند. حتی ممکن است در این کار ناموفق عمل کند و از مسیر اصلی منحرف شود. اما کمک های فکری خود موزیسین نه تنها می تواند ریسک و میزان خطای این کار را پایین آورد بلکه سعی میکند دقیقاً کاور را به سمتی ببرد که جامعه ی هدف همانجا حضور دارند.

  • تشویق به خرید مشتری:

ممکن است برای همه ی ما پیش آمده باشد که به چیزی احتیاج نداشته باشیم و نه طی تصمیمی منطقی، بلکه از بیشتر از روی احساس مثبت آن را خریداری کنیم. همین اتفاق می تواند برای یک آلبوم موسیقی در یک فروشگاه توسط کاور آن پیش بیاید. یک کاور موزیک میتواند آنقدر جذابیت بصری بالا و هویت بصری قدرتمندی داشته باشد که او مخاطب یا خریدار احساس کند این موزیکی که پیش رو دارد میتواند در ارتباط برقرار کردن با او قوی عمل کند. به این شکل بعضی مواقع تنها دلیل خرید یک موزیک می تواند طراحی کاور آن باشد. 

طراحی هنرمندانه ی کاور موزیک حائز اهمیت است، چرا که متحمل رابطه ی میان صوت و تصویر است.کاور موزیک بر خلاف تغییر ماهیت ارائه ی آهنگها همچنان به حیات خود ادامه می دهد چرا که خود را درگیر نسل های متفاوتی از موزیسین ها، هنرمندان و طراحان گرافیکی کرده است که به دنبال خلق جیزی هستند که روی عموم تأثیر بگذارد. موسیقی زیباست، اما تنها وقتی این جمله معنا پیدا میکند که زیبا هم به نظر بیاید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید