بلاگ

عکاسی طلا و جواهر

اگر به سایتها و فروشگاه های اینترنتی طلا و جواهر سر زده باشید متوجه می شوید که خیلی از عکس های تبلیغاتی گرفته شده از طلا و جواهرات فرقی با رندرها یا طراحی های سه بعدی گرافیکی ندارند. در این صورت احتمالاً خود را قانع کرده اید که بهتر است حضوری به فروشگاه بروید و از نزدیک محصولات را مشاهده کنید و بعد دست به خرید همچین کالای ارزشمندی بزنید. اما عکاسی طلا و جواهر مانند عکاسی از هر محصول دیگری باید تصویری واقعی از خود محصول به بیننده ارائه دهد که به ویژگیهای اصلی آن اعم از شکل و طراحی، رنگ، جزئیات و اندازه وفادار باشد.

جنسیت پردازی در عکاسی طلا و جواهرات

شاید نشان دادن تفاوت جنس طلا با استیل و بدلیجات در عکس کار بسیار دشواری باشد. احتمالاً با پیشرفت شدید طراحی و ساخت بدلیجات، تفاوت این زیورآلات فقط از نزدیک قابل تشخیص شده باشد. اما به هر حال یکی از مسائل مهم در عکاسی تبلیغات و عکاسی طلا و جواهر، پرداختن به جنسیت کالا است. بازتاب نور و لکه هایی که نور روی یک استیل ایجاد می کند با لکه های روی طلا یا نقره کاملاً متفاوت است. این تفاوت باید به تنهایی و بدون حضور نوشته های معرفی کالا یا حضور اسم برند تولیدکننده در عکس نشان داده شود تا بیننده نسبت به تجربه ای که از مواجهه ی قبلی با طلا و سایر متریال ها داشته بتواند جنس محصول داخل عکس را تشخیص دهد.

وقتی از سنگها و جواهرات مرغوب در زیورآلات استفاده می شود، وفادار ماندن به مرغوبیت و جنسیت کالا بسیار مهم می شود. قرار نیست یک الماس واقعی شبیه به نگین های اتمی و شیشه ی نامرغوب به نظر بیاید؛ در عین حال که برعکس این مسیر هم امکانپذیر نیست و همیشه یک الماس تراشخورده ی مرغوب، به بهترین شکل شکست های نور را درون خود نشان می دهد. در واقع در رابطه با نگین ها و جواهرات، این شکست نور و بازتاب نور در آنها است که کیفیت جنس را مشخص می کند.

انعکاس ها در عکاسی

قسمت‌هایی از طلا و جواهرات هستند که محیط اطراف و اجسام نزدیک خود را روی بدنه‌ی خود انعکاس می‌دهند؛ به طور مثال در قسمتی مانند نگینهای بزرگ جواهرات که با زاویه نسبت به دوربین هستند، یا حلقه‌ی انگشترها. این انعکاس باید هنگام عکاسی رفع شود، چون دوربین و حتی پوست دست عکاس روی این قسمتها قابل تشخیص است و چنین اتفاقی در عکسی چاپ شده با مقیاس بزرگ یا حتی عکسی زوم شده در بنر یک سایت، میتواند کاملاً موفقیت عکس را خراب کند. 

البته که این موضوع می تواند به طور کلی در عکاسی از طلاهای مات حل شود؛ چون انعکاسی در این نوع از متریال صورت نمیگیرد که بخواهد عکس را خراب کند، در عین حال برای از بین بردن انعکاس در متریال های براق هم راه‌هایی وجود دارد.

از بین برد انعکاس یا کمتر کردن آن در عکاسی از طلا جواهرات براق

یکی از راه‌های از بین بردن انعکاس در طلا و جواهرات این است که به طریقی دوربین و سایر وسایل و تجهیزات را حذف کنیم. این حذف می‌‌تواند یک حذف فیزیکی باشد، به این معنا که عکاس حداکثر لباسی با رنگ خنثی بپوشد که انعکاس را کاهش دهد و همچنین یک رنگ جیغ و قابل توجه به ترکیب بندی عکس اضافه نکند؛ و یا به طور کل هنگام باز شدن شاتر و ثبت لحظه، از محدوده ی نزدیک کادر خارج شود. 

همچنین این حذف کردن انعکاس می تواند به این شکل اتفاق بیفتد که تمام قسمتهای دوربین به جز عدسی پوشانده شوند. برای این کار می توان از یک مقوای سفید یا یک یونولیت یا فوم سفید سوراخ شده کمک گرفت. سوراخ ایجاد شده باید به اندازهی دهانه‌ی لنز باشد تا به طور پایداری روی لنز قرار بگیرد و استحکام خود را حفظ کند. به این ترتیب تنها دهانه ی لنز از این سطح سفید بیرون است و باقی قسمت ها پوشانده شدهاند و بازتابی روی جواهر ندارند. البته باید دقت کرد که هنگام نورسنجی باید تأثیر چنین وسیله‌ای را در نظر گرفت. این سطح سفید مانند رفلکتور عمل میکند و نور بیشتری را به جواهر یا طلا می‌تاباند. در نتیجه باید در محاسبه‌ی نوری این افزایش نور را لحاظ کرد.

کادر عکس در عکاسی طلا جواهر

زیورآلات و جواهرات اجسام کوچکی هستند و بهتر است به جای اینکه در یک قاب شلوغ با کادراژی وسیع قرار بگیرند، در یک کادر خلوت و ساده، با کادراژی نزدیک و کلوزآپ نمایان شوند. یک بیننده قادر نیست که جسمی کوچک را میان انبوهی از اطلاعات بصری پیدا کند. بسته به خود جسم مورد عکاسی، که میتواند یک ساعت جواهر نشان یا یک زنجیر ضخیم یا حتی یک گوشواره ی میخی باشد، این قضیه تشدید و تضعیف میشود. بیننده ی یک عکس جواهر باید بتواند تعداد نگین های روی یک انگشتر را بشمارد و برای این هدف به دقت بالای عکاسی و کادراژ نزدیک به جسم احتیاج است. 

وسایل و ابزارآلات کلیدی در عکاسی طلا جواهر

چه لنزی برای عکاسی طلا و جواهر مناسب است؟

اگر عکاسی طلا جواهر را به دو قسمت با مدل و بدون حضور مدل تقسیم کنیم، می توانیم بگوییم که در قسمت اول، کار با یک لنز تله یا نرمال راه میافتد. این نوع از عکاسی شامل فضایی از بدن مدل و زیورآلات طلا و جواهر است در نتیجه بسته به اندازه ی محصول، میتواند کادراژهای متفاوتی داشته باشد. اما برای عکاسی صرف از طلا و جواهر به لنز تله با فاصله کانونی بالا یا حتی ماکرو احتیاج است. این لنزها فاصله کانونی بالا و وسعت دید کمی دارند و برای سوژههای کوچک و پرجزئیاتی مانند طلا و جواهرات بسیار مناسب هستند.

در واقع می توان اینطور گفت که لنزهای نرمال یا حتی لنزهای زوم، از یک جا به بعد دیگر جوابگوی عکاسی از جزئیات محصول یا محصول کوچکی مانند انگشتر نیستند. چون حداقل فاصله ی فوکوس آنها با اندازهی فاصله ی میان دوربین و سوژه همخوانی ندارد و عملاً عکاس مجبور است دوربین را از سوژه دور کند؛ کادر خود را وسیعتر ببندد و بعد به ادیت عکس بپردازد؛ که در این صورت کیفیت عکس را دچار افت میکند. اما با لنزهای تله ی قوی و ماکرو نیازی به زوم کردن لنز و یا بریدن و کراپ کردن مخرب بخشی از یک تصویر بزرگتر و از دست دادن کیفیت نیست؛ یک قاب شسته رفته که فقط شامل یک گوشواره ی بسیار ریز است میتواند تصویر اصلی را شکل بدهد.

کاربرد کاغذ کالک در عکاسی طلا و جواهرات چیست؟

با توجه به اهمیت بازتاب روی زیورآلات و جواهرات، بهتر است از نورهای ملایم و نرم شده استفاده کرد. کاغذ کالک میتواند این کار را انجام دهد و نور زمخت و شدید را نرمتر و حتی ضعیفتر کند. به این شکل که با قرار دادن کاغذ کالک جلوی منبع نور، یا حتی دور طلا و جواهر، سایه روشنهای ملایمتری روی جسم می افتد و بازتابها قابل کنترل تر میشوند.

موم یا چسب آدامسی چه استفادهای در عکاسی طلا و جواهر دارد؟

یکی از پویاترین حالاتی که میتوان به زیورآلاتی مانند حلقهها و انگشترها داد، این است که به صورت ایستاده روی بکگراند قرار بگیرند. به جز حلقههای پهن، چنین کاری برای باقی انگشترها امکانپذیر نیست. بنابراین هنگام عکاسی برای ثابت نگه داشتن عمودی آنها، عکاس از چسب آدامسی یا موم استفاده میکند. این وسیله به مقدار خیلی خیلی کم استفاده میشود و به عنوان چسب دو طرفه به پسزمینه و انگشتر میچسبد. در عین حال هیچ ضرری به طلا و جواهر وارد نمیکند و میتواند بعداً در مراحل ادیت به کلی از داخل عکس حذف شود.

خیمه ی عکاسی چیست؟

خیمه ی عکاسی یک فضای محصور شده ی کوچک مانند جعبه ی مکعبی یا چادر است که از پلاستیک مات سفید تشکیل شده است. این خیمه نه فقط برای عکاسی از جواهرات، بلکه برای عکاسی از هر جسم کوچک دیگری هم مناسب است. محصول درون خیمه قرار میگیرد و میتواند از هر وجه خیمه نورپردازی شود. به این شکل که چراغها در طرفین یا بالا پایین خیمه قرار می گیرند تا به سوژه نوری لطیف بتابانند.

رنگ مشکی پلکسی گلاس و تأثیرش در عکاسی طلا و جواهر

پلکسی گلس یک سطح شفاف و درخشان دارد که می تواند محلی مناسب برای قرارگیری زیورآلات طلا و جواهر باشد. چون مانند آینه عمل میکند و بازتابی عین به عین روی سطح خود به وجود می آورد. البته که رنگ مشکی پلکسی گلاس برای این نوع عکاسی معمول است اما قانون نیست و طبیعتاً هر عکاسی بسته به نوع کار خود، مخاطبانی که میخواهد آنها را تحت تأثیر قرار دهد و نوع حسی که مایل به القای آن است میتواند از رنگهای دیگر پلکسی گلاس هم استفاده کند.

با تغییر رنگ این صفحه ی شفاف، بازتاب جسم قوی و ضعیف میشود اما عکس میتواند حسی متفاوت را به بیننده یا خریدار منتقل کند. به عنوان مثال پلکسی گلاس مشکی میتواند به جواهر حسی لوکس، دراماتیک و اسرارآمیز بدهد و مخاطبان خود را میطلبد. در عین حال که یک پلکسی گلاس آبی میتواند حس آرامش، لطافت و شفافیت را انتقال دهد و برای زیورآلات طلای نوزادان و کودکان مناسب باشد

شگردهای عکاسی از طلا و جواهرات

تمیز کردن طلا و جواهرات قبل از عکاسی

چون قرار است ریزترین جزئیات در عکسی از طلا و جواهر مشخص باشند و بیننده یا خریدار با تمام مشخصات ظاهری محصول آشنا شود و حتی در مورد جنسیت محصول هم تا حدودی به قطعیت برسد، پس میتوانیم مطمئن باشیم که چیزی از چشم بیننده پنهان نمیماند. در چنین مقیاس و اندازهای، لکههای روی جواهرات یا اثرات انگشت روی فلزات کاملاً مشخص خواهند شد. بنابراین توصیه میشود که هنگام کار با سنگهای قیمتی و طلا و جواهر، از دستکش پارچهای نرم یا پلاستیکی استفاده شود. این کار باعث میشود اثر انگشت روی طلا جواهر نماند و لکه و خط و خشی روی آنها ایجاد نشود. 

همچنین که باید قبل از انجام عکاسی طلا جواهر سوژه را به بهترین و امنترین روش تمیز کرد. طبیعتاً یک عکس از طلا و جواهر با رویکرد تبلیغاتی نیاز دارد که یک کالای نو در بهترین شرایط خود را به بیننده و خریدار نشان دهد، نه یک کالای مصرفشده. برای بیننده مهم نیست که یک گردنبند طلا از کارگاه تا فروشگاه تا استودیوی عکاس چه مسیری را در چه مدت زمانی طی کرده است، برای او این اهمیت دارد که بتواند گمان کند محصول پیش رویش به اصطلاح تازه از تنور درآمده است.

به حداقل رساندن تحرک در عکاسی از جزئیات چگونه انجام میشود؟

استفاده از سه پایه برای عکاسی طلا جواهر بسیار مهم است، به دو دلیل:

۱- برای حفظ کادر ثابت: عموماً عکاسهای حرفهای مشغول به عکاسی در هر زمینهای اعم از طبیعت، تبلیغات و پرتره که باشند از سهپایه استفاده میکنند. این کار به آنها کمک میکند که یک کادر ثابت را؛ در واقع همان کادری را که به نظر آنها بهترین کادر است ثابت نگه دارند. البته که تغییر ترکیببندی یا جابهجایی جزئی محصولات درون کادربندی هیچ منافاتی با این کادر ثابت ندارد. 

همانطور که میدانید کادربندی یکی از کارهای مهم در عکاسی است و انتخاب بهترین کادر برای همهی عکاسها اهمیت دارد. در عکاسی طلا و جواهر هم از آنجایی که فاصلهی کانونی لنز بسیار بالا است، هر حرکت کوچک دوربین میتواند به کلی کادر را به هم زند. در واقع ممکن است شما فکر کنید نیم سانتیمتر دست خود را تکان دادهاید اما بر اثر این اتفاق گوشوارهی درون کادر کلاً از کادر خارج میشود و شما الان فقط پس زمینه را در کادر خود دارید.

۲- برای حفظ ثبات دوربین و قطع لرزش آن: استفاده از لنزهایی با فاصله کانونی بالا، خطای لرزش و محو شدن سوژهی عکاسی را افزایش میدهند، به این معنی که کوچکترین لرزش دست میتواند عکس را محو کند و چنین عکسی مناسب تبلیغات نیست. به همین دلیل استفاده از سه پایه کاملاً منطقی به نظر میرسد. همچنین که باید گفت که حتی روی سه پایه هم امکان لرزیدن دوربین همچنان وجود دارد؛ به دلایلی مانند فشردن دکمهی شاتر توسط انگشت! به همین دلیل برای کاهش ریسک لرزیدن دوربین میتوانیم دو روش را به کار گیریم:

  • استفاده از ریموت کنترل که هنگام باز شدن شاتر و عکسبرداری هیچ حرکتی را به دوربین وارد نمیکند.
  • استفاده از self timer که به دوربین اجازه میدهد اگر ضربه و حرکتی به آن وارد شده بود در مدتی کوتاه آن از حرکت بیفتد و ثابت شود.

توجه به فوکوس دقیق جزئیات جواهرات

از آنجایی که عکس های طلا جواهر سوژه را از نزدیک نشان می دهند، هر خطا و عیب کوچکی در محصول یا روش ثبت عکس مشخص می شود. فوکوس دقیق، دقیقاً در جایی که مد نظر عکاس است، یکی از کارهای مهمی است که می تواند مشکل آفرین باشد. ممکن است عکاس به عکس درون نمایشگر دوربین خود بسنده کند و آن عکس را به طور کامل فوکوس ببیند اما در صفحه ی کامپیوتر با صفحه نمایش بزرگتر، عکس خارج از فوکوس باشد، یا فوکوس در قسمتی جز قسمت مدنظر انجام شده باشد؛ به طور مثال روی انتهای حلقه ی انگشتر تا روی نگین روی پایه. اگر به این قضیه تکیه کنیم که فضا در هر محور از لایه های مختلف تشکیل شده، فوکوس دوربین بسته به شرایط انتخاب شده برای دوربین می تواند محدودهای از این صفحات پشت سر هم را واضح نشان دهد و باقی صفحات محو و خارج از فوکوس خواهند بود. چنین کاری در رابطه با جسمی کوچک مانند یک انگشتر با جزئیات و سنگهای قیمتی دقت خیلی بیشتری نیاز دارد تا هر آنچه که حاوی مهمترین اطلاعات است در فوکوس باشد. 

در این شرایط ما از فوکوس استکینگ استفاده میکنیم ، با ترکیب چند عکس که نقاط مختلف آن فوکوس است به یک عکس تمام فوکوس می رسیم .

نکات گفته شده ترکیبی از تئوری و عملی کار عکاسی از طلا و جواهر بود، اما قطعاً به کارگیری این نکات با تمرین و نوآوری است که می تواند نتیجه بخش باشد. علاوه بر اینکه اشراف به خصوصیات طلا و جواهر، نحوه ی ساخت و پرداخت آنها، کلیدیترین ویژگیها یا نقاط قابل اهمیت برای خریدار هم می تواند به گویاتر بودن عکسها کمک کند. 

این مطلب را به اشتراک بگذارید