بلاگ

عکاسی تبلیغاتی چیست

آیا می دانید عکاسی تبلیغاتی چیست؟

عکاسی تبلیغاتی گستره‌ی وسیعی دارد و به دلیل اینکه موضوعات مختلفی را در بر می‌گیرد، هرکدام از ژانرهای عکاسی معماری، پرتره و طبیعت هم می‌توانند بسته به هدفشان عکاسی تبلیغاتی محسوب شوند. البته که وقتی حرف از تبلیغات می‌شود، کلمه‌ی کالا به میان می‌آید و عکسی مانند عکس پرتره، نه در جهت تبلیغ یک شخص و پایین آوردن مقام او در حد یک کالا، بلکه به معنی تبلیغ یک کالای جانبی مصرفی است که یک شخص مبلغ آن است و آن را تأیید می‌کند.

در واقع هر عکسی که با هدف فروش گرفته و منتشر شود، عکس تبلیغاتی به شمار می‌آید. خواه از اجسام باشد، خواه از خدمات و خواه از موجودات زنده مانند انسان.

خیلی از عکس های تبلیغات چنین هستند، آنها رویکرد تبلیغاتی دارند، اما موضوع مورد نظر یک شخص است و نهایتاً از نتیجه یک عکس پرتره می‌سازد. تبلیغاتی مانند عطر و ادکلن، از چنین عکسهایی به شمار می‌آیند که معمولاً افراد سرشناس و محبوب جلوی دوربین قرار گرفته و مهر تأییدی بر روی کالای مورد تبلیغ محسوب می‌شوند. در چنین مواقعی فروش این کالا به شدت بالا می‌رود چرا که به صورت روانی به مخاطبان این حس القا می‌شود که آن شخص مشهور از این عطر یا این کالا استفاده می‌کند و برای نزدیک شدن و شبیه شدن به او نیاز به خرید همان عطر است. کما اینکه ممکن است در دنیای واقعی شخص مشهور سراغ آن عطر نرود و از آن استفاده‌ای نکند!

عکاسی تبلیغاتی، نه برای نشان دادن صرف یک کالا و معرفی ویژگی‌های آن، بلکه برای ترغیب بینندگان و نشان دادن تجاری کالا در بهترین وضع خود به کار می‌رود. عکسی که فقط برای نشان دادن فیزیک و ویژگیهای کالا در حالت رئال و واقعی باشد می‌تواند در بستری مانند کاتالوگ یا (با اغماض) بروشور جا بگیرد. عکاسی تبلیغاتی برای نشان دادن کالا در بهترین حالت خود از انواع ترفندها استفاده می‌کند و ممکن است مقدار خیلی زیادی بیشتر از آنچه مخاطبان فکر می‌کنند، به آنها دروغ تحویل دهد.

هدف از عکاسی تبلیغاتی، تبلیغ یک موضوع از پیش تعیین شده است. به همین دلیل نیاز است که ویژه‌ی عکاسی در بهترین حالت خود نشان داده شود.

تاریخچه ی عکاسی تبلیغاتی

شاید بتوان اولین تبلیغاتی را که برای معرفی محصول از روش بصری استفاده می‌کردند تا به صورت بصری در مورد محصول آگاهی دهند، عکس تبلیغاتی دانست. البته که از همان ابتدای عکاسی، عکاسی از طبیعت بیجان مرسوم و مورد توجه بود اما این اولین عکس ها، به هدف تأثیرگذاری بر روان مخاطبان و تشویق آنها به داشتن آن اجسام نبود. بعد از امکان چاپ شدن تصاویر در انتشارات و روزنامه‌ها، به قدرت تصاویر برای جذب مشتریان پی برده شد. همچنین که عکاسی فشن و پرتره، از اولین روزهای اختراع عکاسی حضور فعال داشتند و بعدها با اضافه کردن چاشنی‌های مورد نظر، عکس های فشن به عنوان عکس تبلیغاتی لباس و پوشاک به موفقیت رسیدند.

قدرت خطرناک تبلیغات

ترغیب به خرید و پیگیری، یکی از هدف‌های اصلی عکاسی تبلیغاتی است. عکاسی تبلیغاتی هم بخشی از نظام قدرتمند و خطرناک تبلیغات به حساب می‌آید و برای اثبات کیفیت کالای تبلیغاتی، از انواع حربه‌های فیزیکی و روانی استفاده می‌کند.

حربه‌های روانی البته بیشتر در بستر جامعه تعریف می‌شوند. آنها به مدت طولانی در بطن روح و روان جوامع مختلف تأثیر گذاشته و از راههای روانی افراد را به خرید جنس تبلیغ شده ترغیب می‌کنند. برای خیلی از انسانها اتفاق افتاده که با دیدن یک عکس تبلیغاتی به خیال پردازی با کالای تبلیغ شده بپردازند، خود را با آن تصور کنند و فکر را پرورش دهند. یا اینکه خود را با افرادی که کالا را دارند مقایسه کنند و به این نتیجه برسند که برای همسان شدن با بقیه نیاز دارند که کالا را خریداری کنند.

یکی از سیاست‌های تبلیغات و البته عکس تبلیغاتی به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تبلیغات این است که به افراد القا کند برای داشتن یک زندگی خوب، به این کالای تبلیغ شده نیاز دارند. در واقع فقط با داشتن این کالا است که می‌توانند فردی موجه و موفق و قدرتمند شناخته شوند و بدون این کالا احتمالاً زندگی یک گذران روز شوربختانه است!

ایجاد احساس نیاز قوی در بینندگان، از اهداف اصلی عکاسی تبلیغاتی است و عکاسی برای هدف گفته شده، ابزارهای مورد نیاز و فراتر از آن را دارد. دنیای تبلیغات و عرضه‌ی محصولات جوری به مخاطبان معرفی می‌شود که هر فرد با موفق شدن به خرید یک محصول، حسی مانند تصاحب آن می‌گیرد. از آنجایی که تعداد محدودی از یک محصول در دسترس عده‌ای مشخص از افراد است، خریداری محصول به معنای تصاحب آن و داشتن امتیاز و برتری نسبت به دیگر افراد می‌شود.

در ادامه‌ی القای نیاز عکس تبلیغاتی به مخاطبان، خیلی از عکسهای تبلیغاتی سراغ داستان گویی میروند. داستان گویی در یک تک عکس هم می‌تواند اجرا شود. مهم این است که با این شیوه، مخاطب خود را در داستان گفته شده تجسم می‌کند و تصور می‌کند که با داشتن محصول تبلیغ شده، این داستان برای او هم اتفاق می‌افتد. همچنین که داستان گویی و روایت در عکاسی تبلیغاتی، یکی از راههای متفاوت کردن عکس از سایر رقبا و جلب نظر مخاطبان است.

نیاز به آگاهی از فیزیک محصول و روانشناسی در عکاسی تبلیغاتی

لازمه‌ی اجرای چنین کارهایی و رسیدن به یک عکس تبلیغاتی موفق، داشتن اطلاعات درباره‌ی آن کالا و ارائه دهنده‌ی آن است. محصولاتی مانند پوشاک یا عطر و ادکلن، داستانی پشت خود دارند و خصوصاً برندهای شناخته شده از یک خط روایی ثابت برای تولیدات خود استفاده می‌کنند. در جریان بودن از روند کاری و هویت بصری و فکری آن برند، از لازمه‌ی عکس تبلیغاتی موفق است.

در نتیجه عکاس تبلیغاتی نیاز دارد که اطلاعاتی از جنس محصول، کارکرد، قابلیت‌ها و ویژگی‌های خاص و نقاط تمرکز، شناسه‌ی مهم هر محصول، قیمت، جامعه‌ی هدف محصول، رنگ هویت تجاری برند و اطلاعاتی مانند اینها قبل از شروع عکاسی داشته باشد. چون یک عکاس تبلیغاتی از محصولاتی در حوزه‌های مختلف عکاسی می‌کند، اما نسبت به همه‌ی آنها مانند پوشاک یا ادوات موسیقی اطلاعات تخصصی ندارد. در این صورت نمی‌تواند تشخیص دهد چه ویژگی کالا باید در عکاسی تبلیغاتی برجسته شود و خریداران چه معیاری برای شناسایی و مقایسه‌ی کالا و خرید آن دارند.

در صورت عدم داشتن اطلاعات، ممکن است عکاسی تبلیغاتی در رسیدن به هدف خود که جذب خریدار است موفق نشود.

همچنین که اجسام از مواد و متریال‌های مختلفی ساخته شده‌اند و این موضوع در عکاسی تبلیغاتی مسئله‌ی مهمی است. چرا که فرد مخاطب یا در واقع مشتری، باید با دیدن عکس بتواند تشخیص دهد که کالای پیش چشمش از چه جنسی ساخته شده است. تشخیص استیل از رنگ استیل، در کالایی مانند ساعت مچی مسئله‌ی مهمی است. همچنین در ادامه‌ی این موضوع می‌شود به کیفیت انواع شیشه و بلور، یا تشخیص شیشه از پلاستیک اشاره کرد.

عکاس تبلیغات، با دقیق شدن روی جسم در حال عکاسی، می‌تواند بر حسب تجربه متوجه شود که جسم مورد عکاسی با هر جنسی چه نوع بازتاب‌هایی از نور دارد. با آگاهی داشتن از این موضوع، این قدرت تشخیص به مخاطبان حرفه‌ای و یا آماتور هم منتقل می‌شود. به همین دلیل دقت در جزئیات محصولات هنگام عکسبرداری تبلیغاتی، یکی از کارهای بسیار مهم است.

همچنین که اطلاعات عکاس تبلیغات باید در حوزه‌ی تأثیرگذاری روانی هم تعریف شود. همانطور که گفته شد عکاسی تبلیغاتی از حربه‌های روانی هم برای جذاب کردن محصول خود استفاده می‌کند. به همین دلیل جنبه‌ی روانی عکس های تبلیغاتی به خصوص در مواجهه با انسان‌های درون عکس موضوع مهم و تعیین کننده‌ای است.

علاوه بر لزوم آگاه بودن از هدف و برنامه‌ی مدیر کسب و کار برای عکس نهایی، عکاس تبلیغاتی باید از اتفاقات در حال رخ دادن هنگام عکاسی و تأثیر آن بر مخاطب آگاه باشد. هدف از عکس تبلیغاتی تأثیر گذاشتن و در اختیار گرفتن خواسته و امیال مخاطب است و این در اختیار گرفتن، با غلبه بر مخاطبان اتفاق می‌افتد. برای رسیدن به غلبه هم باید روان مخاطب را قلقلک داد. شاید در استودیو عکاسی صنعتی مهم نباشد که چه چیزی در حال عکاسی شدن است، بلکه این مهم است که در بهترین حالت خود نشان داده شود.

محصول در نورپردازی عکاسی تبلیغاتی فقط محصول نیست

عکاسی پرتره‌ی استودیویی را در نظر بگیرید. برای داشتن یک عکس پرتره‌ی خوب، عکاس ابتدا کمی با فرد روبه‌رو صحبت می‌کند تا از افکار و سلایق او آگاه شود و صمیمیت ایجاد کند. در همین حال، در اجزای صورت او دقیق می‌شود تا ایرادها و نقاط قوت را پیدا کند. سپس یک نوع نورپردازی را مطابق با صورت او انتخاب کرده و اجرا می‌کند، که در این نورپردازی عیب‌های صورت کمتر و نقاط مثبت صورت قوی‌تر دیده شوند.

در عکاسی تبلیغاتی هم همینطور است. عکاس محصول را بررسی و بازبینی کرده تا بتواند نقاط ضعف و قوت ظاهر آن را پیدا کند و بر اساس همان‌ها نورپردازی را انجام دهد. یا اینکه اگر قرار است به طور مثال عکسی با حال و هوای هولناک و اسرارآمیز بگیرد، این نقاط قوت و ضعف را در نورپردازی دخیل کرده و در نظر می‌گیرد. همچنین که همانطور که در قسمت قبل هم ذکر شد، جنس و متریالی که هر محصول از آن ساخته شده با یکدیگر فرق دارد و این تفاوت جنس و کیفیت، در نورپردازی مشخص می‌شود.

آشنایی با استودیو آزمایشگاه عکس تبلیغاتی

عکاسی تبلیغاتی بیشتر در استودیو و با ابزارهای دقیق و مجهز انجام می‌شود چون عکاس می‌تواند بیشترین کنترل را بر روی نورها و ابزارآلات عکاسی داشته باشد. همانطور که گفته شد، برای داشتن یک عکس تبلیغاتی موفق، نیاز است که کالا در بهترین حالت خود نشان داده شود و این ملزم به دستکاری در کالا و شرایط هنگام عکاسی است.

به کار بردن انواع تکنیک‌های نورپردازی در عکاسی صنعتی، استفاده از انواع ابزارهای کنترل کننده‌ی نور، استفاده از ابزارهای جایگزین برای نشان دادن کیفیت کالا، تکیه کردن برای نقاط قوت و برجسته کردن آنها، کمرنگ کردن عیوب کالا، ویرایش عکس در نرم افزار؛ از نمونه ترفندهای فیزیکی‌ای هستند که در القای این حس برتر بودن کالا نقش دارند.

به عنوان مثال، در عکاسی از مواد غذایی، ۹۰ درصد مواقع خوراکی‌ها آن طوری نشان داده نمی‌شوند، که در واقعیت هستند. یک ساندویچ یا کیک در واقعیت نه از نظر اندازه بی‌نقص است و نه از لحاظ ظاهر؛ اما در عکاسی تبلیغاتی واقعیت نشان بیننده داده نمی‌شود چرا که او به واقعیت احتیاج ندارد. همان تصویر غیرواقعی یک ساندویچ خوش رنگ و لعاب بی‌نقض با نان زیبا و با گزینش شده‌ترین سبزیجات و کاهوها برای او مناسب است. به عنوان مثالی دیگر می‌شود از نوشیدنی‌ها مثال زد که در دنیای واقعی به اندازه‌ی عکس های تبلیغاتی خنک نیستند. پس از انواع اسپری‌ها برای شبنم‌های روی لیوان استفاده می‌شود. در واقع در عکاسی تبلیغاتی اجسام آن طوری نیستند که بیننده می‌بیند و خیلی از چیزها به صورت مصنوعی، یا خیلی از اتصالات به صورت دستی ساخته شده‌اند.

البته که عکاسی تبلیغاتی محدودیت‌هایی هم دارد و خیلی از این ترفندها به محدودیت‌های آن برمی‌گردند. از آنجایی که عکاسی تبلیغاتی در استودیو انجام می‌شود، شرایط برای نگهداری خیلی از مواد خوراکی در طول عکاسی موجود نیست. در استودیویی با نورهای قوی که حرارت‌شان دمای استودیو را بالا می‌برد، خوراکی‌ای مانند بستنی یا کیک خامه‌ای تنها می‌تواند زیر دو سه دقیقه ظاهر خود را حفظ کند. زمان دو سه دقیقه‌ای هم برای نورپردازی و اصلاح کادربندی و گرفتن عکس آزمایشی و نهایتاً عکسبرداری نهایی کافی نیست. در نتیجه از مواد جایگزین غیر خوراکی مانند فوم اصلاح برای عکاسی تبلیغاتی غذا استفاده می‌شود.

محل انتشار عکس‌های تبلیغاتی

از آنجایی که عکس های تبلیغاتی به هدف تجاری تولید می‌شوند، در هر محیطی که معرف یک کسب و کار است می‌توانند جای بگیرند. انواع چاپ‌های فیزیکی مانند بیلبورد، پوستر، بروشور، قاب عکس روی دیوار . همچنین سایت و شبکه‌های اجتماعی، محیطی مناسب جهت تبلیغ و کسب مشتری هستند؛ و چه چیزی بهتر از یک عکس تبلیغاتی باکیفیت و جذاب برای کسب مشتری؟

این مطلب را به اشتراک بگذارید