استراتژی تبلیغات | آژانس تبلیغاتی ویزون

استراتژی تبلیغات

استراتژی تبلیغات چیست؟

برای نتیجه بخش بودن تبلیغات و یا بهبود عملکرد آن، لازم است که تبلیغات و زیرمجموعههای آن همراه با یک استراتژی از پیش تعیین شده پیش برده شوند. استراتژی تبلیغات مشخص میکند که تبلیغات به چه شکلی، برای چه مخاطبانی، در چه مدتی و با چه هدفی پیش برود.

در همین راستا، عواملی تعیین کننده برای استراتژی تبلیغات وجود دارند؛ به این شکل که از آنها در شکل گیری ساختار استراتژی تبلیغات استفاده میشود. از جمله:

  • پوزیشنینگ یا شناخت جایگاه و ارزیابی مرتبه ی کسب و کار و محصولات آن
  • بازتعریف نیاز به تبلیغات
  • تارگتینگ یا تعیین جامعهی هدف
  • راه‌های ارتباطی با مخاطبان
  • بودجه

این عوامل در مدون سازی استراتژی تبلیغات به عنوان عوامل تعیین کننده شمرده میشوند.

استراتژی تبلیغات

استراتژی های تبلیغاتی میتوانند تحت سه هدف کلی تعریف شوند:

  1. مطلع سازی از محصول یا برند
  2. متقاعدسازی برای خرید و نشان دادن هر نوع واکنش مثبت
  3. یادآوری برای حفظ اعتماد و علاقه

انواع استراتژی تبلیغات

ابزارهای مختلفی برای پیش بردن استراتژیهای تبلیغاتی وجود دارند، که در ادامه به توضیح آن‌ها می پردازیم:

استفاده از اینفلوئنسرها

استفاده از اینفلوئنسرها برای اهداف تبلیغاتی دو جنبه دارد. یکی از این جهت که محبوبیت آنها در جامعه باعث میشود افراد مایل باشند مانند او رفتار کنند و هرآنچه را که او دارد داشته باشند؛ به همین علت به خرید محصولی که اینفلوئنسر پیشنهاد میکند تمایل نشان میدهند. جنبهی دوم اینکه افراد به اینفلوئنسرهای نه چندان سوپر استاری که شبیه به خودشان هستند خیلی بیشتر از شعارهای تبلیغاتی خود کمپانیها اعتماد میکنند و به این دلیل کیفیت مثبت محصولات را میپذیرند.

تحسین از خود ارزشهای کمپانی

در این مورد، فقط کافی است که خود کسب و کار ارزشها و آرمانهای خود را ستایش کند. به طور مثال ارزش نوآوری و متفاوت تفکر کردن. در این حالت از آنجایی که مخاطب این ارزش را میپسندد و تحسین میکند، در عین حال تشویق میشود تا خود کمپانی را هم تحسین کند و به آن جذب شود.

  • درگیر کردن مخاطب با مینیمال ترین رسانه ها
  • درگیر کردن احساسات مخاطب و پیدا کردن رگ خواب
  • برانگیختن کنجکاوی مخاطب
  • تعریف کردن یک گروه یا دسته برای به آن پیوستن

استراتژی تبلیغات برند

یک برند با مؤلفه های کاری مختص به خود است که برند میشود. در واقع در هر برندی یک یا چند امضای کاری وجود دارد که یا در مشخصات ظاهری محصولات، یا در روش و نحوهی تولید محصولات، یا در متریالهای به کار برده شده برای تولید، یا در شعار تبلیغاتی، یا در نحوهی برخورد با مشتری خود را نشان میدهند.

همچنین که برای هر برندی مجموع های از آرمانهای کاری و ایدئولوژی تعریف شده است. چنین آرمانهایی نه جزو اهداف برند محسوب میشوند و نه جزو راهکارها. بلکه آرمانهایی هستند که بر روی دیگر عوامل تأثیر میگذارند. بنابراین استراتژی تبلیغات برند باید از چنین ایدئولوژیها و آرمانهایی هم پیروی کند.

در نتیجه شکل گیری استراتژی برند، درگیر عوامل دیگری هم هست که در انحصار همان برند است. در چنین شرایطی پیش بردن استراتژی تبلیغات برند با ایدئولوژیهای کلیدی برند، بخشی از تصویری است که برند مایل است از خود به عموم ارائه دهد.

البته که این مسیر به صورت برعکس هم امکانپذیر است و نحوه ی استفاده از استراتژی های تبلیغاتی می تواند منجر به ساخت یک برند شود.

تدوین استراتژی تبلیغات

ارزیابی جایگاه کسب و کار و محصولات آن: شناخت وضعیت و مرتبهی کسب و کار در بازار، دیدی کلی به افراد میدهد تا بدانند کجای راه هستند، چه مشکلاتی داشتند، چه دستاوردهایی کسب کردهاند و چه فرصتها و امکاناتی برای رسیدن به هدفشان وجود دارد. در همین شناخت جایگاه و وضعیت است که اهداف تبلیغاتی شکل میگیرند.

بازتعریف نیاز به تبلیغات: تبلیغات در زمانهها و شرایط مختلف ایجاد شده برای هر کسب و کاری با اهداف مختلفی انجام میشود. شناخت هدف و تعیین دقیق آن، یکی از اصولیترین و مطمئنترین کارها برای شروع هر مسیری از جمله مسیر تبلیغاتی است. در این مرحله ممکن است اهداف تبلیغاتی قبلی هم بهروز شوند.

آگاهی از وضعیت بازار: بیاطلاعی و خارج ماندن از اخبار وضعیت بیرونی میتواند استراتژی تبلیغاتی را بر پایهی وهم و جعل شکل دهد و در انتها باعث ضرر و زیان شود.

جامعه ی هدف: بعد از تعیین اینکه تبلیغات میخواهد روی چه کسانی تأثیر بگذارد، شناخت همان اقشار به خصوص هم در تعیین استراتژی تبلیغاتی مؤثر است.

مجاری ارتباطی با مخاطبان: بهترین دسترسی به مخاطبان در هر زمان و شرایطی متفاوت است. همچنین که با توجه به شرایط خاص هر کسب و کار، راههای متفاوت آنلاین یا آفلاینی برای ارتباط با مشتریان و اجرای تبلیغات وجود دارد.

بودجه: بودجه یکی از معیارهایی است که میتواند محدودکنندهی استراتژی تبلیغات محسوب شود.

ارتباط مخاطب هدف و استراتژی

برای هر کسب و کاری، یک گروه یا مجموعه گروه مخاطب وجود دارد. در واقع یک کسب و کار با محصولات خود نمیتواند تمام جوامع را تحت تأثیر قرار دهد و فقط عدهی محدودی هستند که نسبت به خدمات یا محصولات یک تولیدکننده تمایل نشان میدهند.

در نتیجه شناخت هرچه بهتر و دقیقتر این مخاطبان، در رسیدن به اهداف تبلیغاتی و شکلگیری استراتژی تبلیغات مؤثر است. نیازها، سلایق و خواستههای این گروه مخاطب یا تارگت، در رأس کار تبلیغات قرار میگیرند. در واقع محصولات یا خدمات باید مطابق با نیازها و سلایق مخاطبان خود تولید و عرضه شوند تا مورد استقبال قرار گیرند. به همین دلیل هم برای شناخت نیازها و شرایط دیگر، به اطلاعات دقیق مخاطبان اعم از شخصی و غیر شخصی نیاز است. اطلاعات شخصی، منصب اجتماعی، شرایط اقتصادی، اوضاع فرهنگی، و همچنین میزان دسترسی به همان مجراهایی که در استراتژی تبلیغات به عنوان مجرا و پل ارتباطی انتخاب شده اند، عواملی هستند که تصویر فرضی از مخاطب هدف را شکل میدهند.